محمد مهريار
295
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
باشد . اما ديه جلادران از آن بزرگتر است و باز برحسب سرشمارى سال 1345 جمعيت آن 174 نفر بوده است و جلوان از هر دو بزرگتر است و برحسب همان سرشمارى جمعيت آن به 191 نفر مىرسيده است . گفتيم كه در حال حاضر اين بلوك آبادتر شده است و اما حضارت و تمدن خاصى كه از اين پيش مردم داشتهاند و آثار ضعيف آن امروز به چشم مىخورد ، ديگر وجود ندارد . در جابهجاى اين روستاها برجى كهن ، مسجدى قديمى ( گورت ، هفتشويه ، امينآباد ، گلونآباد ) قدمت و كهنسالى ديههاى آن را يادآورى مىكند . ولى ما چون بيشتر با نام اين ديهها سر و كار داريم از ذكر آنها صرفنظر مىكنيم و به مناسبت در عناوين اين ديهها از ابنيهء قديمى نامى خواهيم برد . در اين سه ديه كه فعلا مورد بحث ماست از اين آثار چيزى باقى نمانده است و جز نام خود هم چيزى براى گفتن ندارند . اينك ببينيم كه نام اينها چگونه ، گذشتهء آنها را نشان مىدهد . واژهشناسى : واژهء جلمرز را كه تقطيع كنيم به دو جزء « جل + مرز » مىرسيم . « جل » همان واژهء « گل » است كه به آسانى « گ » فارسى به « ج » تبديل شده و جزء دوم ، « مرز » براى ما معنى آن واضح است كه بوم و سرزمين باشد ، بنابراين جلمرز معادل « گلمرز » همان جايى است كه مرزوبوم آن پرگل است و گل فراوان از آن ناحيه بهدست مىآيد و سليقهء دلپسند پيشينيان را در نامگذارى نشان مىدهد . جلادران در تقطيع به صورت « جل + ادر + ان » تجزيه مىشود . امروز جلادران با كسر اول و به صورت عاميانه « جلادرون » تلفظ مىشود . بهطورىكه در واژهء جلمرز ديديم . « جل » همان تازى شدهء « گل » است . و اما جزء دوم « آدر » همان واژهء « آذر » است كه در زبان فارسى برحسب لهجههاى مختلف « آذر » ( آتش ) ، « آدر » هم تلفظ مىشود و جزء آخر « ان » همان پسوند كثرت و نسبت است و سابقا در عنوان آدريان گفتيم كه آدران معادل آذران خود به معنى آتشكده است و تا هماكنون آذران به اين معنا براى ما قابل فهم است . بنابراين جلادران ( به كسر اول ) معادل واژهء درست گلآدران و يا بهتر بگوييم گلآذران است به اين معنا كه در اين نواحى آذران ( آتشكدهاى ) وجود داشته و اين سرزمين بدان منسوب بوده است و گلستان آن آذران به نام گلآذران معادل جلادران براى ما امروز ديهى شده است كه نامش يادگار روزگاران كهن است .